Articles on this Page
- 08/14/09--14:33:_عاشقتـــــــ...
- 08/18/09--17:38:_شک نکن!!!
- 08/20/09--19:13:_شاعر و فرشته
- 08/22/09--18:59:_انشاءالله...
- 08/23/09--00:55:_دخترك فقير
- 08/24/09--01:21:_یک اتفاق جالب
- 08/25/09--00:32:_کلاغ
- 08/31/09--10:18:_دلِ من
- 09/11/09--21:20:_کمی بیشتر فکر...
- 09/15/09--21:51:_مجرد
More Channels
- Feb 23: Mafia Life
- Feb 23: 治疗及保健
- Feb 23: Vacation Rentals in New...
- Jan 23: debra weeks | Keyword Feed
- Nov 26: da unda ground guru | Keyword Feed
- Dec 19: deborah network | Keyword Feed
- Dec 19: cyrus webb constantine markides...
- Feb 22: county cork | Keyword Feed
- Jan 12: crude humor hoes | Keyword Feed
- Feb 19: cyrus a. webb shelia | Keyword Feed
- Feb 19: danny duggan | Keyword Feed
- Feb 19: dating mating sex | Keyword Feed
- Dec 19: dead kennedys | Keyword Feed
- Feb 23: debbye cannon | Keyword Feed
- Jan 16: big deaz | Keyword Feed
- Feb 23: barbara biziou | Keyword Feed
- Dec 9: corticosteroids | Keyword Feed
- Dec 19: country and western music |...
- Feb 4: craigslist ads | Keyword Feed
- Nov 26: crsito te ama | Keyword Feed
- Jan 29: cubsfan | Keyword Feed
- Dec 14: cynthia batte | Keyword Feed
- Feb 7: dance answers | Keyword Feed
- Feb 17: daniel uribe | Keyword Feed
- Jan 22: dark lord paul mcdowell |...
- Feb 18: data breaches and universities |...
- Feb 8: david berceli | Keyword Feed
- Dec 9: david tom | Keyword Feed
- Nov 26: deady | Keyword Feed
- Dec 9: debbie glade | Keyword Feed
- Nov 26: 2008election | Keyword Feed
- Feb 12: bartending | Keyword Feed
- Jan 28: bayside park | Keyword Feed
- Nov 26: bible code prophesy | Keyword Feed
- Nov 26: corey smith | Keyword Feed
- Jan 29: corrections departme | Keyword Feed
- Feb 14: costs | Keyword Feed
- Nov 26: countin stack | Keyword Feed
- Jan 8: cowboyspride.net | Keyword Feed
- Dec 9: crafing | Keyword Feed
- Feb 17: credit repair finance...
- Jan 29: crown weather services | Keyword...
- Nov 26: crystalloid water soluble...
- Dec 9: cse | Keyword Feed
- Feb 13: customer feedback week | Keyword...
- Dec 14: cyber crime | Keyword Feed
- Dec 28: da cave radio dj elite...
- Dec 24: dana puddicombe | Keyword Feed
- Dec 14: dan connor | Keyword Feed
- Feb 5: daniel rudofossi | Keyword Feed
|
|
Are you the publisher? Claim this channel |
|
Channel Description:
Latest Articles in this Channel:
- 08/14/09--14:33: عاشقتـــــــــــــــــــــــــــریـن (chan 2758931)
- 08/20/09--19:13: شاعر و فرشته (chan 2758931)
- 08/22/09--18:59: انشاءالله گربه است (chan 2758931)
- 08/23/09--00:55: دخترك فقير (chan 2758931)
- 08/24/09--01:21: یک اتفاق جالب (chan 2758931)
- 09/11/09--21:20: کمی بیشتر فکر کن (chan 2758931)
دلم گرفت اي هم نفس
پرام شکست تو اين قفس
تو اين غبار،تو اين سکوت،چه بي صدا نفس نفس
از اين نامهربونيها دارم از غصه ميميرم
رفيق روز تنهايي يه روز دستاتو ميگيرم
تو اين شب گريه ميتوني پناه هق هقم باشي
تو اي همزادِ هم خونه،چي ميشه عاشقم باشي
دوباره من،دوباره تو،دوباره عشق،دوباره ما
دو هم نفس،دو هم زبون،دو هم سفر،دو هم صدا
تو اي پيمانِ تنهايي،پناه آخر من باش
تو اين شب مرگيِ پاييز بهارِ باورِ من باش
بزار با مشرق چشمات شبام روشن ترين باشه
ميخام آيينه ي خونه با چشمات هم نشين باشه
دلم گرفت اي هم نفس...

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن
هنوز یه قطره اشکتو به صدتا دنیا نمیدم یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمیدم

شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند.فرشته پری به شاعر داد و شاعر ، شعری به فرشته. شاعر پرِ فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت. خدا گفت : دیگر تمام شد.دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می شود.زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود، زمین برایش کوچک است و فرشته ای که مزه عشق را بچشد، آسمان برایش تنگ....

به ملا یکی گفت کای مرد عاقل فلان با زنت محرمیت ندارد
چرا روز و شب هست با او معاشر مگر بهره از آدمیت ندارد
جوابش چنین داد با خنده ملا قسم می خورم سوء نیت ندارد

معلم عصبی دفتر رو روی ميز کوبيد و داد زد :
سارا ...![]()
دخترک خودش رو جمع کرد ، سرش رو پايين انداخت و خودش رو تا جلوی ميز معلم کشيد و با صدای لرزش داری گفت : بله خانوم؟![]()
معلم که از عصبانیت شقيقه هاش می زد ،تو چشمای سياه و مظلوم دخترک خيره شد و داد زد :
ادامه ی داستان توی ادامه مطلب...

یک مجله فرانسوی در شماره اخیر خود داستان عاشقانه جالبی را نقل می کند:
آرنولد پوینتر، ماهیگیر اهل جنوب استرالیا ماده کوسه سفیدی را که در طور ماهیگیری به دام افتاده بود، از مرگ حتمی نجات می دهد. این موضوع اکنون مشکلی برای ماهیگیر به وجود آورده. ماهیگیر می گوید:
"2 سال است که این کوسه مرا تنها نگذاشته، همیشه به دنبال من می آید. حضور او همه ماهی ها را فراری می دهد. و من دیگر نمی دانم چه کار باید بکنم؟"
خلاص شدن از دست یک کوسه 5 متری، به خصوص با وجود قوانین سازمان های حفاظت از محیط زیست کار ساده ای نیست، ولی ظاهرا رابطه احساسی دو طرفه ای بین ماهیگیر و کوسه به وجود آمده.
ماهیگیر می گوید: "هر وقت من قایقم را متوقف می کنم، به قایق نزدیک می شود، به پشت روی آب شناور می ماند تا من شکم و گردنش را نوازش کنم، سپس سر و صدا می کند، چشمانش را بر می گرداند و باله هایش را با خوشحالی به آب می زند!"


مردی ۸۵ ساله با پسر تحصيل کرده 45 ساله اش روی مبل خانه خود نشسته بودند. ناگهان کلاغی بر روی پنجره نشست. . پدر از فرزندش پرسيد: اين چيه؟ پسر پاسخ داد: کلاغ. پس از چند دقيقه دوباره پرسيد اين چيه؟ پسر گفت : بابا من که همين الان بهتون گفتم: کلاغه.
بعد از مدت کوتاهی پير مرد برای سومين بار پرسيد: اين چيه؟ عصبانيت در پسرش موج میزد و با همین حالت گفت: کلاغه کلاغ. پدر به اتاقش رفت و با دفتر خاطراتی قديمی برگشت. صفحه ای را باز کرد و به پسرش گفت که آن را بخواند. در آن صفحه اين طور نوشته شده بود:
امروز پسر کوچکم ۳ سال دارد. و روی مبل نشسته است .هنگامی که کلاغی روی پنجره نشست پسرم ۲۳ بار نامش را از من پرسيد و من ۲۳ بار به او گفتم که نامش کلاغ است. هر بار او را عاشقانه بغل میکردم و به او جواب ميدادم و به هیچ وجه عصبانی نميشدم و در عوض علاقه بیشتری نسبت به او پيدا ميکردم...
كاش ما هم يه خورده از مهرباني پدر را داشيم.![]()
دلُ روزنامه پیچیدم،توی جعبه ای گذاشتم
خوب و محکم اونو بستم،راه دیگه ای نداشتم
بردمش اداره ی پست،دادمش برات بیارن
دلُ تحویل نگرفتن،پیش بسته ها بزارن
گیر دادن دلت بزرگه،نمیشه اونو فرستاد
مونده بودم چه کنم من،دلِ من یاد تو افتاد
خاطراتت یادم اومد،دلِ من دوباره تنگ شد
حالا من این دلِ تنگُ میدمش برات بیارن
این دفعه میشه فرستاد انگاری حرفی ندارن
دلِ من قدِ یه دنیا تورو دوست داره همیشه
پیشِ من باشی نباشی عاشقِ هیشکی نمیشه...
موش ازشكاف ديوار سرك كشيد تا ببيند اين همه سروصدا براي چيست. مرد مزرعه دار تازه از شهر رسيده بود و بسته اي با خود آورده بود و زنش با خوشحالي مشغول باز كردن بسته بود.
موش لب هايش را ليسيد و با خود گفت : كاش يك غذاي حسابي باشد.
اما همين كه بسته را باز كردند، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد ؛ چون صاحب مزرعه يك تله موش خريده بود.
موش با سرعت به مزرعه برگشت تا اين خبر جديد را به همه حيوانات بدهد.
***ادامه داستان در ادامه مطلب***
طرح شناسايي و جمع آوري خانه هاي مجردي در راستاي افزايش امنيت اجتماعي دردولت دهم:
- ديلينگ ديلينگ -
کيه؟- منم منم مادرتــون–
دروغ نگو مادر ما شهرستانه
- مجردن … بگيرينشون